ملکـه‌ی بهـــار

هر چه دل تنگم خواست...

راه ِ سنگلاخی
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ۱۳٩٢
 

 

به بهترینی که برایم رقم خورده می‌رسم
با گذر از مسیری سنگلاخی،
به بهترین ِ پیش ِ رو می‌رسم.
ختم ِ هر ماجرایی،
شروعی دوباره است
و بهترینی دیگر...

این مسیر ِ سنگلاخی را،
با پاهای خودم طی می‌کنم.
این مسیر را،
به راه ِ خودم بدل می‌کنم!

بهترین هدف،
بهترین پایان،
بهترین شروع ِ دوباره...

قدم به قدم این مسیر را
دوست دارم
چون ایمان دارم
بهترین ِ من همین است...!

دیر یا دور،
سخت یا ساده،
به بهترینی می‌رسم
که فقط مختص ِ من است...

دیر یا دور،
همانی می‌شوم که باید...!

همین برای آرامشی هزار ساله کافیست...

مرداد 92


 
 
باید که می‌رفتم به دریاها بدون شک!
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢
 
 
 
 
هرجا به دور از چشم آدم‌ها بدون شک...
باید که می‌رفتم به دریاها بدون شک
شک دارم این دریا مرا پس می‌فرستاد؟!
یا می‌سپردم دستِ رویاها بدون شک...
ملیکا- پاییز 91

 

دل تنگ توام، دریا...!