ملکـه‌ی بهـــار

هر چه دل تنگم خواست...

کلاغ ...!!
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٢
 

 

در بهار،
اگر کلاغی را دیدی،
یا به خودت آمدی و
غار و غار کلاغی گوشت را پر کرده بود،
دعا کن،
مهربانی کن تا تاریکی،
دلت را مچاله نکند.

پاییز اما،
اگر گنجشکی
رو به روی تو نشست،
جیک  جیکش حواس تو را به خود پرت کرد
آرزو کن!

-آبان 92

-تو هم به حرف من می‌رسی! بهار، کلاغی در کار نیست! اگر کلاغی را دیدی، بازمانده‌ی سرما و تاریکی زمستان است... خودت را از تاریکی ِ نزدیک به قلبت دور کن!

-پاییز و هوای ابری... فکر ِ بهار!

-مدتیست برای برگه‌ی فریدون مشیری در فیسبوک طرح‌هایی درست میکنم... طرحی که گذاشتم به بهانه‌ی این هوای ابری بود.