ملکـه‌ی بهـــار

هر چه دل تنگم خواست...

دلتنگ تو می‌شوم
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩۳
 

 

*به ستون ِ دیوارم که میزبان نقاشی های آبرنگی کودکی‌ام بود...

از همه بیشتر دلتنگ تو میشوم
تویی که غصه‌هایم
مهربان ترت کرد
که اشکهایم را شمردی وُ
در خنده ام شریک شدی!
که شوق نقاشی ِ آبرنگی کودکی هایم را زنده میکردی!
تویی که تکیه گاه شب های دلتنگیم بودی!
تویی که رد انگشت هر کودکی که تورا دیده بود، روی صورتت داشتی...

دلتنگت میشوم چون
شبیه خودم
پشت چهره‌ی سنگی‌ات
دل مهربانی پنهان کرده بودی!

 

ملیکا افتخاریان
-دی ماه 92

 

*در کامنت‌های پست قبل دوستی راجع به نسبت خانم دکتر مهشید مشیری با استاد فریدون مشیری سوال کرده بودند.. این دو عزیز هیچ نسبتی با هم ندارند :)


 
 
همین بس که در رهگذار وجود، کسی را به جز خود نگریانده‌ام
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳
 

 

چهل سال اگر بگذراندم به هیچ
همین بس که در رهگذار وجود
کسی را به جز خود، نگریانده‌ام

 -فریدون مشیری

 

پنجشنبه، ششم شهریور ماه نود و سه مراسم رونمایی کتاب "چهل سال شاعری" به قلم خانم دکتر مهشید مشیری بود. این کتاب ارزشمند نگاهیست به شعر استاد فریدون مشیری. که اولین بار در سال 74، زمانی که خود استاد مشیری گرامی در قید حیات بودند با مقدمه ای به قلم خودشان به چاپ رسید. و حالا بعد از گذشت حدود بیست سال توسط انتشارات مهر و ابر تجدید چاپ شده است. 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

بعد از مراسم، کتاب را با امضای مولفش خانم دکتر مهشید مشیری یادگاری گرفتیم. 
خوشحالم که آشنایی‌ام با دختر نازنین استاد مشیری، خانم بهار مشیری برایم فرصت شرکت در این مراسم را رقم زد. مراسمی با حضور افرادی فرهیخته چون خانم دکتر مهشید مشیری، خانم دکتر روانپور، آقای دکتر ساسانی و خانواده و نوادگان استاد مشیری گرامی. 
بسیار از صحبت های اساتید گرامی آموختم و فیلم های شعرخوانی استاد فریدون مشیری در میانه های مراسم ارادت قلبی مرا به این استاد نازنین هرچه بیشتر زنده کرد.

حس فوق العاده ای را تجربه کردم و حالا پر از انرژی های خوبم. تا همیشه به آشنایی با شعرهای استاد مشیری، منش ایشان و خانواده‌ی نازنینشان، می بالم.