ملکـه‌ی بهـــار

هر چه دل تنگم خواست...

من...
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢
 

 

من فقط تلفن کسانی را جواب می‌دهم، که لحن کلامشان را دوست دارم...
در را به روی کسانی باز می‌کنم، که صدای قدم‌زدنشان را دوست دارم...
sms  و نامه و ایمیل آنهایی را می‌خوانم، که جمله‌بندی‌شان را دوست دارم...
با کسانی در یک اتاق می‌نشینم، که صدای نفس‌هایشان را دوست دارم...
کنار کسانی راه می‌روم، که مرور خاطراتشان را دوست دارم...

×در دفتری پیدا کردم- حوالی بهار 89 نوشته بودم.

 

از بهمن 84 وبلاگ داشتم! دیگه کاملن با کامنت‌هایی که بلافاصله بعد از آپدیت کردن وب میان آشنایی دارم! اما چیزی که برام جالبه اینه که هنوزم بعد از 8 سال که من توی این دنیای مجازی هستم، محتوای کامنت ها همونه... هنوزم کامنت بالا برای خیلی‌ها ملاکه! هنوزم این دسته افراد حاضر نیستن مطالب آدم رو بخونن و بعد دعوتت کنند به وبشون!... میخواستم کامنت هارو ببندم. فکر کردم به هر حال آدمهایی اینجا میان و میخونن و حرف‌هاشون ارزشمنده... اما شمارنده‌ی کامنت هارو بستم بلکه شاید از این گروه افراد مستثنی باشم!