ملکـه‌ی بهـــار

هر چه دل تنگم خواست...

سیمین بهبهانی
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ تیر ۱۳٩٢
 

امروز میلاد 85 سالگی بانو سیمین بهبهانی است. به همین دلیل شعری از ایشون رو قرار میدم. انتخاب بین اشعار ایشون سخت بود اما این رو انتخاب کردم در نهایت. براشون سلامتی آرزو می‌کنم.

 ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر
بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

ای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشب
با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟
گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
من او نیم، او مرده و من سایه اویم

من او نیم، آخر دل من سرد و سیاه است
او در دل سودازده از عشق شرر داشت
او در همه جا، با همه کس، در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر! به سر داشت

بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم
آن کس که تو میخواهیش از من، به خدا مرد!
او در تن من بود و ندانم که به ناگاه
چون دید و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد

من گور ویم، گور ویم، بر تن گرمش
افسردگی و سردی کافور نهادم
او مرده و در سینه من، این دل بی مهر
سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم

سیمین بهبهانی