ملکـه‌ی بهـــار

هر چه دل تنگم خواست...

از پا در هوایِ بودنت، بیزارم!
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٢
 

چه فایده دارد
      دیدار با تو در پس ِ لحظه‌هایی که
      خیال و وهمی بیش نیست....؟

چه فایده دارد
           احساس ِ حضورت، بی حضورت...؟

                     یا آن قَدَر باش که بفهمم تو را
                     یا آن قَدَر نباش که رهایت کنم...
حوالی دی 90

+اینکه از نوشته‌های قدیم میذارم دلیلش اینه که فکر میکنم بهتره از قدیم بیام جلو. از طرفی نوشته‌های جدیدترم غزل و ترانه‌ است که بهتره اول توی سایت شعرنو و آکادمی ترانه ثبت کنم و بعد اینجا بذارم. نه اینکه الزامن حس این روزهای من این نوشته‌ها باشند!