ملکـه‌ی بهـــار

هر چه دل تنگم خواست...

تمام ِ شب
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢
 

تمام شبو گریه کردم ولی، دلم تا ابد بغض و بارون میخواد
نمی‌تونم آروم بشم وقتی که، همش یاد ِ تو، توی یادم میاد!
نمیتونی یک لحظه دلگیر شی، یا حتا منو زود فراموش کنی
نمیتونی! من خوب میشناسمت! باید باز به حرفای من گوش کنی
تو هم مثل من غصه داری ولی، توی ذهنت از حرف مردم پـُــره
نشد بشناسی چهره‌ی اصلیمو، نگاهت به عکسم گره میخوره....

-ملیکا

این ترانه‌های من تا کی ناتمام میمونند، هنوز نمیدونم!