ملکـه‌ی بهـــار

هر چه دل تنگم خواست...

افکار آشفته‌ی من
نویسنده : ملیکا افتخاریان - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٢
 

  

نمی‌دانم چرا انقدر عسل بدیعی را مقابل چشمانم دارم. به او می‌اندیشم، به چشم‌هایش و پسر کوچکش. به او که داستان زندگیش به پایان رسیده و به خودم که معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظارم باشد...

به اهدای عضو فکر می‌کنم که درست است اهدای زندگیست؛ اما زندگی ِ پر پیچ و خمی که من از پسش بر نیامدم را چگونه به کسی اهدا کنم؟...