اولین پرواز

پیشکش به آموزگارانم، که پرواز را به من آموخته‌اند??


هیچ چیز
به اندازه‌ی یک درخت، شبیه به معلم نیست!
درختی که پناهِ جوجه‌‌‌ی کبوترها می‌شود
و آن محلِ امنِ آزمون و خطاهاییست
که جوجه‌ی گنجشک در غیاب مادرش
مرتکب می‌شود!
 
درختی که میوه‌‌های رنگینِ پایان ناپذیرش را
به جای پنهان کردن در مشت ِ خود
سخاوت‌مندانه به جوجه‌هایش می‌بخشد!
و ریشه‌اش را آنچنان در خاک می‌دواند
که جوجه‌ی کوچک بتواند سال‌ها بعد
دوباره آن درخت ِ صبور ِ مهربان را
همان جایی که پریدن را آموخت،
بیابد...

هیچ درختی جوجه‌هایش را فراموش نمی‌کند
و هیچ پرنده‌ای
اولین پروازش را!


-ملیکا افتخاریان
دوازدهم اردی‌بهشت ماه 94

 

/ 9 نظر / 26 بازدید
ايمان صابر

زندگی رقص نجیبی ست که از چشمه ی بودن، جاریست رقص یک شاپرک بازیگوش لای یک دسته گل رز معطر در باغ . . . رقص ِ یک نغمه ی آرام ِ اذان… که شبی باد میان من و این قبله پراکنده کند . . . رقص کِرمی شب تاب که شبیه تپش ِ خورشید است . . . زندگی شعر نجیبی ست که در دفتر ِ اندیشه ی این گنبد ِ دَوار پر از قافیه است . . . چه کسی گفت خدا شاعر نيست…..

خسرو

ملیکای عزیز، آفرین بر شما که چنین قدر شناسید! من هم برای معلمانم احترام بسیار قائلم؛ از آنها بسیار چیز‌ها یاد گرفتم و مرا در رشته‌ای که اکنون شما می‌خوانید متبحر ساختند! یادشان بخیر که خیلی‌ زحمت کشیدند.

نازگل

مثل همیشه زیبا بود ممنون از مطالب زیبا تون

نازگل

مثل همیشه زیبا بود ممنون از مطالب زیبا تون

کیمیا

مثل همیشه عالی بود عزیزدلم????❤

محمد به منش

سلام وقتتون بخیر و خوشی خیلی عالی نوشتید من سواد انچنانی ندارم فقط یک دیپلم ساده گرفتم ولی به نظر من عالی و درجه یک بود . اگر راضی باشید با اجازه شما میخوام کپی کنم با ذکر نام شما برای داداش بزرگم که دبیر اموزش و پرورش هستن بفرستم. ممنون میشم اگر جوابم رو بدید. [گل]