مردم-درمانی

 

وقتی که غمگینی
وقتی بسیار غمگینی
وقتی که تا سر حد غمت، تنهایی
به مردم پناه ببر!
به پل های عابر
به صف شلوغ تاکسی‌ها
به ازدحام جمعیت مردم در یک پاساژ
به آن کتاب فروشی دنجیِ که
کتاب ها تورا برای خواندنشان انتخاب می‌کنند!

باور نمی‌کنی اما
گم شدن لا به لای انبوه چهره‌های غریبه
شنیدن “روز خوبی داشته باشید“ از فروشنده
گفتگوی کوچکی در صف تاکسی
پرسیدن آدرس، و جواب شنیدن با لبخند
گپ زدنی کوتاه درباره‌ی کتاب
یک لحظه تورا از میان آن همه اندوه و تنهایی
و آن هاله‌ی سیاه دور سرت
چنان دور می‌کند
که انگار
خوشبخت‌ترین موجود ِ دنیایی!!

راه ِ حل ساده‌ای است!
من اسم این راه را
“مردم درمانی” گذاشته‌ام!


-ملیکا افتخاریان
ششم مهرماه نود و سه

/ 5 نظر / 48 بازدید
saba

این راه حل ساده رو منم بارها امتحان کردم گاهی اوقات جواب میده

محمد

سلام جالب بود و خواندنی . لذت بردم .عمق نگاهت نشان از شناخت است .شناختی که که مهترین عامل در رسیدن و کوتاه نمودن راه به هرآنچه در پی آنیم . عنوانی که در دبین همه این کلمات برجسته بود نگاه روان شناسانه شما به مطلبی در رهایی از هرآنچه مایه تاریکی و غم در تنهایی است . گاهی در جماعت معرفتی است که در تنهایی به غرور می رسد و گاهی در تنهایی به جایگاهی می رسی که گوهرشاد میشود. موفق باشید

Amirali

ایده جالب بود..مردم درمانی.....زیبا بود

mohammad h

فوق العاده بود..